شرف الشمس
شهدا شرمنده ایم
قالب وبلاگ
امام هادی(ع)

تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران

دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران

من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست
کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران

یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود
یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران

نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم
مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران

ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد
ما که از نسل غدیریم ، غدیر ای باران

پسر حضرت دریا ! دل مارا دریاب
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران

سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن
تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران


شعر از: سید حمیدرضا برقعی

برچسب ها: امام هادی(ع)، میلاد امام هادی(ع)، شعر آیینی، شعر، سید حمیدرضا برقعی، شیعه، اسلام،
[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 04:31 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
پهن شد سفره ی احسان، همه را بخشیدی
باز با لطف فراوان همه را بخشیدی


ابر وقتی كه ببارد همه جا می بارد ،
رحمتت ریخت و یكسان همه را بخشیدی

گفته بودند به ما سخت نمیگیری تو...
همه دیدیم چه آسان همه را بخشیدی
 
یك نفر توبه كند با همه خو میگیری
یك نفر گشت پشیمان همه را بخشیدی

این گنهكاری امروز مرا نیز ببخش
تو كه ایام قدیم ، آنهمه را بخشیدی
 
حیف از ماه تو كه خرج گناهان بشود
تو همان نیمه ی شعبان همه را بخشیدی

داشت كارم گره میخورد ولی تا گفتم
" جان آقای خراسان " همه را بخشیدی
 
بی سبب نیست شب جمعه شب رحمت شد
مادری گفت "حسین جان " همه را بخشیدی


شعر از : علی اكبر لطیفیان


برچسب ها: علی اکبر لطیفیان، شعر، شعر آیینی، ماه رمضان، امام حسین(ع)، islam، اسلام،
[ سه شنبه 15 مرداد 1392 ] [ 02:21 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
آه ای به تو زیبنده،سرداری و سالاری
وز شان تو شرمنده،منشور علمداری
از قصه ی آن دست پی کرده،غم آورتر
افسانه دندان و مشک است و گران باری

همراه عطش رفتی تا اسب و چو پر شد مشک
بی مزمزه ای حتی،برگشتی از آن جاری
بردی به لب آن مشت پر آب و ننوشیدی:
"اول همه آنگه من!"این رسم تو بود آری!

درس از تو گرفت آری،هرکس که به جانبازی
با خون خود امضا کرد منشور فداکاری
ای ماه بنی هاشم،ای ماه فلک گردان!
وی ماه فلک، گردان، گردت به هواداری


شعر از: حسین منزوی


برچسب ها: حضرت ابالفضل العباس(ع)، میلاد حضرت عباس(ع)، شعر آیینی، حسین منزوی، شعر، جانباز، کربلا،
[ پنجشنبه 23 خرداد 1392 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
اشكی بُود مرا كه به دنیا نمی دهم
این است گوهری كه به دریا نمی دهم

گر لحظه ای وصال حبیبم شود نصیب
آن لحظه را به عمر گوارا نمی دهم

عمری بود كه گوشه نشیـن محبتم
این گـوشه را به وسعت دنیا نمی دهم

در سینه ام جمال علی نقش بسته است
این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

تا زنده ام ز درگه او پا نمی كشم
دامان او ز دست تمنّا نمی دهم

سرمایه ی محبت زهراست دین من
من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم

گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا
یك ذره از محبّت زهرا نمی دهم

امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست
این نقد را به نسیه ی فردا نمی دهم

در سایه ی رضایم و همسایه ی رضا
این سایه را به سایه ی طوبی نمی دهم




شاعر: سید رضا مؤید


برچسب ها: حضرت فاطمه زهرا(س)، حضرت زهرا(س)، شهادت حضرت زهرا(س)، شعر آیینی، شعر، فاطمیه، شعر حضرت زهرا(س)،
[ شنبه 24 فروردین 1392 ] [ 05:23 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد

هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت
چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

همه با درد به دنبال طبیبی هستیم
دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد

ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست
بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد

آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده
این همه عقده تلنبار شدن هم دارد

از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند
لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

نکند منتظر مردن مایی آقا ؟!
این بدی مانع دیدار شدن هم دارد

ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم
غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد


شعر از : علی اکبر لطیفیان


برچسب ها: امام زمان (عج)، شعر آیینی، علی اکبر لطیفیان، شعر، مهدویت، اسلام، غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد،
[ جمعه 18 اسفند 1391 ] [ 05:14 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر که تو سقّا شده‏ اى

آب از هیبت عبّاسى تو می ‏لرزد
بى عصا آمده ‏اى حضرت موسى شده‏ اى

به سجود آمده ‏اى یا که عمودت زده‏ اند؟
یا خجالت زده ‏اى ؟ وه! که چه زیبا شده ‏اى

یا اخا گفتى و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شده‏ اى

منم و داغ تو و این کمر بشکسته
تویى و ضربه‏ اى و فرق ز هم وا شده‏ اى

سعى بسیار مکن تا که ز جا برخیزى
اندکی فکر خودت باش ببین تا شده‏ اى

مانده‏ ام با تن پاشیده‏ ات آخر چه کنم ؟
اى علمدار حرم مثل معمّا شده‏ اى

مادرت آمده یا مادر من آمده است ؟
با چنین حال به پاى چه کسى پا شده‏ اى ؟

تو و آن قد رشیدى که پر از طوبى بود
در شگفتم که در این قبر چرا جا شده‏ اى ؟



علی اکبر لطیفیان                                                                                                                                                                 

                                                                             


برچسب ها: شعر آیینی، حضرت ام البنین (س)، حضرت ابالفضل العباس(ع)، شعر علی اكبر لطیفیان، تاسوعای حسینی، امام حسین(ع)، شهدا،
[ جمعه 3 آذر 1391 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]


 روی گل محمدی از اشک، تر شده‌ست
با ما مصیبتی‌ست که عالم خبر شده‌ست

با ما مصیبتی‌ست که ورد زبان شده
با ما مصیبتی‌ست که خون جگر شده ست

دشمن به فتنه سنگر تصویر را گرفت
لشکر نبرده‌ایم و نبردی دگر شده است

آن سوی خنده‌ها، همه دندان گرگ بود
اینک زبانشان به دهان ، نیشتر شده ست

از هیچ زاده‌اند و پی هیچ، زیسته
شیطان ، بر این جماعت  ابتر،  پدر شده است

نمرود تیر بسته به زیبایی خدا
زیبایی خدا ، به خدا بیشتر شده است

عالم، هنوز در صلوات است  و همچنان
این رایت نبی ست که بر بام، بَر شده است


شعر از میلاد عرفان‌پور


برچسب ها: حضرت محمد(ص)، شعر آیینی، شعر میلاد عرفان پور، نمرود تیر بسته به زیبایی خدا، پوستر صلوات، توهین به پیامبر اسلام، توهین به مقدسات اسلامی،
[ پنجشنبه 23 شهریور 1391 ] [ 01:24 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]

وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشد

باید که تو را فاطمه مادر شده باشد 

جد تو نبی بود نه اینطور بگویم

شک نیست که جد تو پیمبر شده باشد 

جز بر در این خانه ندیدیم امامت

تقسیم میان دو برادر شده باشد 

خورشید سفالی است که در سیر جمالی

از بوسه بر این گونه منور شده باشد 

بو میکشم ایام تو را- باید از اخلاق

یک تکه تاریخ معطر شده باشد

ای حوصله محض چه تشبیه سخیفی است

با حلمت اگرکوه برابر شده باشد 

با اینکه قضا دست تو را بست ندیدیم

جز آنچه بخواهی تو مقدر شده باشد 

از عمر تو یک روز جمل آیه فتح است

با صلح اگر مابقی اش سر شده باشد 

فریاد سکوت تو چه آهنگ رسایی است

شاید پس از آن گوش جهان کر شده باشد 

دق داد محبان تو را گرچه سکوتت

غوغای تو روزی است که محشر شده باشد 

روزی که به اعجاز تو مبهوت بمانند

شک ها همه تبدیل به باور شده باشد 

خون جگرت ریخت نه در تشت که در دشت

داغ گل سرخیست که پرپر شده باشد 

در مکتب تو رشد سریع است عجب نیست

فرزند تو هم قامت اکبر شده باشد 

آن چشم که گریان نشود روز قیامت

چشمیست که از غصه تو تر شده باشد 

باور نتوان کرد که خاکیست مزارت

جز آنکه ضریح تو کبوتر شده باشد 

ای جان علی ریشه غم را بکن از دل

هرچند که اندازه خیبر شده باشد



شعر از هادی جانفدا



برچسب ها: امام حسن(ع)، میلاد امام حسن(ع)، ماه رمضان، هادی جانفدا، شعر، شعر آیینی، شعر امام حسن(ع)،
[ شنبه 14 مرداد 1391 ] [ 03:06 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا

گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا

کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست

قطره شدم که راهی دریا کنی مرا

پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم

شاید قرار نیست مداوا کنی مرا

من آمدم که این گره ها وا شود همین!

اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا

حالا که فکر آخرتم را نمیکنم

حق میدهم که بنده دنیا کنی مرا

من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام

وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا

آقا برای تو نه ! برای خودم بد است

هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا

من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی

وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا

این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین

شاید غلام خانه زهرا کنی مرا



شعر از علی اکبر لطیفیان


برچسب ها: امام زمان (عج)، نیمه شعبان، شعر، علی اکبر لطیفیان، میلاد امام زمان(عج)، شعر آیینی، شعر امام زمان(عج)،
[ پنجشنبه 15 تیر 1391 ] [ 10:12 ق.ظ ] [ ] [ نظرات ]

پشت غزل شکست و قلم شد عصای او

هرجا که رفت، رفت قلم پا به پای او

شاعر «سکوت ـ ضجّه» زد و خُرد شد، ولی

نشنیده مانْد مثل همیشه صدای او


برچسب ها: یا باب الحوائج، امام موسی كاظم(ع)، موسی ابن جعفر(ع)، امام هفتم، امام، شهادت، پوستر امام موسی كاظم(ع)، پوستر مذهبی، شعر، شعر آیینی، شهادت امام موسی كاظم(ع)،
[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 09:22 ق.ظ ] [ ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

هركس میخواهد ما را بشناسد داستان كربلا را بخواند.

شهید آوینی
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب