شرف الشمس
شهدا شرمنده ایم
قالب وبلاگ
[ جمعه 8 شهریور 1392 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت می‌دهم به اصول دین
اشهد أن لا اله الّا الله و اشهد أنّ محمداً رسول الله و اشهد أنّ امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و اولاده المعصومین اثنی عشر ائمتنا و معصومیننا حجج الله.

شهادت می‌دهم که قیامت حق است. قرآن حق است. بهشت و جهنّم حق است. سوال و جواب حق است. معاد، عدل، امامت، نبوّت حق است.

خدایا! تو را سپاس میگویم بخاطر نعمت‌هایت
خداوندا! تو را سپاس که مرا صلب به صلب، قرن به قرن، از صلبی به صلبی منتقل کردی و در زمانی اجازه ظهور و وجود دادی که امکان درک یکی از برجسته‌ترین اولیائت را که قرین و قریب معصومین است، عبد صالحت خمینی کبیر را درک کنم و سرباز رکاب او شوم. اگر توفیق صحابه رسول اعظمت محمد مصطفی را نداشتم و اگر بی بهره بودم از دوره مظلومیت علی بن ابیطالب و فرزندان معصوم و مظلومش، مرا در همان راهی قرار دادی که آن‌ها در همان مسیر، جان خود را که جان جهان و خلقت بود، تقدیم کردند.

خداوندا! تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تشیّع و ایران و جهان سیاسی اسلام است، خامنه‌ای عزیز که جانم فدایِ جان او باد قرار دادی.

پروردگارا! تو را سپاس که مرا با بهترین بندگانت در هم آمیختی
و درک بوسه بر گونه‌های بهشتی آنان و استشمام بوی عطر الهی آنان را یعنی مجاهدین و شهدای این راه به من ارزانی داشتی.

خداوندا!‌ای قادر عزیز و‌ای رحمان رزّاق، پیشانی شکر شرم بر آستانت می‌سایم که مرا در مسیر فاطمه اطهر و فرزندانش در مذهب تشیّع عطر حقیقی اسلام قرار دادی و مرا از اشک بر فرزندان علی بن ابیطالب و فاطمه اطهر بهره‌مند نمودی؛ چه نعمت عظمایی که بالاترین و ارزشمندترین نعمت‌هایت است؛ نعمتی که در آن نور است، معنویت، بی قراری که در درون خود بالاترین قرار‌ها را دارد، غمی که آرامش و معنویت دارد.

خداوندا! تو را سپاس که مرا از پدر و مادر فقیر، اما متدیّن و عاشق اهل بیت و پیوسته در مسیر پاکی بهره‌مند نمودی. از تو عاجزانه می‌خواهم آن‌ها را در بهشتت و با اولیائت قرین کنی و مرا در عالم آخرت از درک محضرشان بهره‌مند فرما.

خدایا! به عفو تو امید دارم‌ای خدای عزیز و‌ای خالق حکیم بیهمتا! دستم خالی است و کولهپشتی سفرم خالی، من بدون برگ و توشه‌ای به امید ضیافتِ عفو و کرم تو میآیم. من توشه‌ای برنگرفتهام؛ چون فقیر [را]در نزد کریم چه حاجتی است به توشه و برگ؟!

سارُق، چارُقم پر است از امید به تو و فضل و کرَم تو؛ همراه خود دو چشم بسته آورده ام که ثروت آن در کنار همه ناپاکی‌ها، یک ذخیره ارزشمند دارد و آن گوهر اشک بر حسین فاطمه است؛ گوهر اشک بر اهل بیت است؛ گوهر اشک دفاع از مظلوم، یتیم، دفاع از محصورِ مظلوم در چنگ ظالم.

خداوندا! در دستان من چیزی نیست؛ نه برای عرضه [چیزی دارند]و نه قدرت دفاع دارند، اما در دستانم چیزی را ذخیره کردهام که به این ذخیره امید دارم و آن روان بودن پیوسته به سمت تو است. وقتی آن‌ها را به سمتت بلند کردم، وقتی آن‌ها را برائت بر زمین و زانو گذاردم، وقتی سلاح را برای دفاع از دینت به دست گرفتم؛ این‌ها ثروتِ دست من است که امید دارم قبول کرده باشی. خداوندا! پاهایم سست است. رمق ندارد. جرأت عبور از پلی که از جهنّم عبور می‌کند، ندارد. من در پل عادی هم پاهایم می‌لرزد، وای بر من و صراط تو که از مو نازک‌تر است و از شمشیر بُرنده تر؛ اما یک امیدی به من نوید می‌دهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم. من با این پا‌ها در حَرَمت پا گذارده ام و دورِ خانه ات چرخیده ام و در حرم اولیائت در بینالحرمین حسین و عباست آن‌ها را برهنه دواندم و این پا‌ها را در سنگر‌های طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. امید دارم آن جهیدن‌ها و خزیدن‌ها و به حُرمت آن حریمها، آن‌ها را ببخشی.

خداوندا! سر من، عقل من، لب من، شامّه من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همین امید به سر می‌برند؛ یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمی‌خواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!

خدایا! از کاروان دوستانم جامانده‌ام
خداوند،‌ای عزیز! من سال‌ها است از کاروانی به جا مانده ام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه می‌کنم، اما خود جا مانده ام، اما تو خود میدانی هرگز نتوانستم آن‌ها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند.

عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن [است]کسی که چهل سال بر درت ایستاده است را نپذیری؟ خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران.

عزیزم! من از بی قراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابان‌ها گذاردهام؛ من به امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان می‌روم. کریم، حبیب، به کَرَمت دل بستهام، تو خود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمی‌خواهم. مرا به خودت متصل کن.

خدایا وحشت همهی وجودم را فرا گرفته است. من قادر به مهار نفس خود نیستم، رسوایم نکن. مرا به حُرمت کسانی که حرمتشان را بر خودت واجب کرده‌ای، قبل از شکستن حریمی که حرم آن‌ها را خدشه دار می‌کند، مرا به قافله‌ای که به سویت آمدند، متصل کن.

معبود من، عشق من و معشوق من، دوستت دارم. بار‌ها تو را دیدم و حس کردم، نمی‌توانم از تو جدا بمانم. بس است، بس. مرا بپذیر، اما آنچنان که شایسته تو باشم.



ادامه مطلب برچسب ها: سردار سلیمانی، حاج قاسم سلیمانی، شهید قاسم سلیمانی، وصیتنامه قاسم سلیمانی، سپاه قدس، ایران،
[ یکشنبه 30 شهریور 1399 ] [ 01:12 ق.ظ ] [ ] [ نظرات ]
[ سه شنبه 12 فروردین 1399 ] [ 01:59 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
دعای شرف الشمس
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اَللّهُم اِنّی اَسئَلُكَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِكَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّیِ و بالالَفِ المُقَّّوِم و بِالمِیمِ الطَمیس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِی ه ‍ ِی كالكَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمكَ الشَّریفِ الاَعظَم اَن تُصَلِیَ علی سَیِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجری بِالقلم و اَن تَقضِی حاجَتِی.
 
نکاتی که در هنگام نوشتن باید رعایت شود:
۱-هیچ خطی دوبار کشیده نشود
۲-سوراخ های ستاره و میم و ها و واو بسته نشود
۳-خطوط ابتدا و انتهای ستاره یگدیگر را قطع نکنند
۴-اندازه الف ها یکسان باشد
۵- واو آخر روی تمام نقش کشیده شود
۶- اگر روی کاغذ نوشته میشوند با گلاب و زعفران نوشته شوند
۷-جدول ۴*۴ شرف شمس نیز بدین شکل است که خواص یکسانی با نقش دارد.
لوح شرف الشمس
دو نکته مهم دیگر درباره شرف شمس
۱- اگر از نگین استفاده میکنید سعی کنید هر سال در ساعت ذکر شده و با آداب کامل بوسیله یک سوزن روی نقش کنده شده را دوباره خراش دهید.
۲- اگر روی کاغذ نوشتید آن را باز نکنید و به کسی نشان ندهید و در آخرین چهارشنبه سال به آب روان بسپارید.
برچسب ها: شرف الشمس، انگشتر شرف الشمس، دعای شرف الشمس، لوح شرف الشمس، 19 فروردین، sharaf-al-shams.mihanblog.com،
[ سه شنبه 12 فروردین 1399 ] [ 01:48 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]

امام علی علیه السلام فرمودند:

آنگاه كه همه از ترس سست شده، كنار كشیدند، من قیام كردم، و آن هنگام كه همه خود را پنهان كردند من آشكارا به میدان آمدم، و آن زمان كه همه لب فرو بستند، من سخن گفتم، و آن وقت كه همه باز ایستادند من با راهنمایی نور خدا به راه افتادم، در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهسته تر بود اما در عمل برتر و پیشتاز بودم، زمام امور را به دست گرفتم، و جلوتر از همه پرواز كردم، و پاداش سبقت در فضیلتها را بردم. همانند كوهی كه تندبادها آن را به حركت درنمی آورد، و طوفانها آن را از جای برنمی كند، كسی نمی توانست عیبی در من بیابد، و سخن چینی جای عیبجویی در من نمی یافت. خوارترین افراد نزد من عزیز است تا حق او را باز گردانم، و نیرومندها در نظر من پست و ناتوانند تا حق را از آنها باز ستانم. علت سكوت و كناره گیری از خلافت در برابر خواسته های خدا راضی، و تسلیم فرمان او هستم، آیا می پندارید من به رسول خدا (ص) دروغی روا دارم؟ به خدا سوگند! من نخستین كسی هستم كه او را تصدیق كردم، و هرگز اول كسی نخواهم بود كه او را تكذیب كنم. در كار خود اندیشیدم دیدم پیش از بیعت، پیمان اطاعت و پیروی از سفارش رسول خدا (ص) را برعهده دارم، كه از من برای دیگری پیمان گرفت (پیامبر (ص) فرمود اگر در امر حكومت كار به جدال و خونریزی كشانده شود، سكوت كن)

نهج البلاغه خطبه 37



برچسب ها: حضرت علی ع، نهج البلاغه، شرف الشمس، امیرالمومنین، ماه رمضان، خطبه، اسلام،
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 ] [ 05:34 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
ای شهید…
ای آنكه بر كرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای ، دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون كش.

شهید سید مرتضی آوینی

[ یکشنبه 4 فروردین 1398 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]

امام علی علیه السلام:

روزگاری بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانی و از اسلام جز نامی، باقی نخواهد ماند.

مسجدهای آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجدنشینان و سازندگان بناهای شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین می باشند که کانون هر فتنه و جایگاه هر گونه خطاکاری اند، هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه باز گردانند و هر کس از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها کشانند که خدای بزرگ فرماید:« به خودم سوگند! بر آنان فتنه ای بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند » و چنین کرده است و ما از خدا می خواهیم که از لغزش غفلت ها در گذرد.


حکمت ۳۶۹



[ پنجشنبه 29 آذر 1397 ] [ 05:41 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]

من دنیا را طلاق دادم. خدای بزرگ مرا در آتش عشق و محبت سوزاند. مقیاسها و معیارهای جدید بر دلم گذاشت و خواسته های عادی و مادی و شخصی در نظرم حذف شد. روزگاری گذشت که دنیا و مافیها را سه طلاقه کردم و ازهمه چیز خود گذشتم. از همه چیز گذشتم و با آغوش باز به استقبال مرگ رفتم و این شاید مهمترین و اساسی ترین پایه پیروزی من در این امتحان سخت باشد.


دکتر مصطفی چمران


برچسب ها: شهید، شهید چمران، شهدا، دفاع مقدس، مصطفی چمران، ایران، شرف الشمس،
[ چهارشنبه 14 آذر 1397 ] [ 07:15 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]

ای شهید…

ای آنكه بر كرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای ، دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون كش.



شهید سید مرتضی آوینی


برچسب ها: شهید، شهید آوینی، شرف الشمس، شهدا، Iran،
[ سه شنبه 13 آذر 1397 ] [ 01:58 ق.ظ ] [ ] [ نظرات ]

امام علی علیه السلام:

ای اسیران آرزوها! بس کنید! زیرا صاحبان مقامات دنیا را، تنها دندان حوادث روزگار به هراس افکند، ای مردم! کار تربیت خود را، خود بر عهده گیرید و نفس را از عادت هایی که به آن حرص دارد، باز گردانید.

حکمت ۳۵۹



برچسب ها: امام علی ع، نهج البلاغه، شرف الشمس، اسلام، شیعه، ایران،
[ شنبه 10 آذر 1397 ] [ 03:52 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]

.

امام‌ خمینی(ره)

ما تا آخرین نفر،

و تا آخرین منزل،

و تا آخرین قطره خون،

برای اعتلای کلمه الله ایستاده ایم...

.

.

شادی روح شهدا صلوات



[ یکشنبه 4 مهر 1395 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 19 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

هركس میخواهد ما را بشناسد داستان كربلا را بخواند.

شهید آوینی
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات